میل یا خواست شدید و اصرارآمیز برای چیزی
مثالهای طبیعی
Sein Begehren nach größerem Einfluss war innerhalb der Partei längst bekannt.
خواست او برای نفوذ بیشتر مدتها در حزب شناختهشده بود.
Der Roman zeigt, wie unerfülltes Begehren die Entscheidungen der Figuren bestimmt.
رمان نشان میدهد چگونه خواست برآوردهنشده تصمیمهای شخصیتها را شکل میدهد.
Das Begehren nach Sonderrechten stieß bei den übrigen Mitgliedern auf Widerstand.
درخواستِ امتیازهای ویژه با مخالفت دیگر اعضا روبهرو شد.
نکتهٔ کاربردی
«Begehren» رسمی، ادبی یا تحلیلی است و برای یک خواستهٔ معمول روزمره واژهٔ پیشفرض نیست.
