معنی ۱neutral · 82%
شادی پرشور و علاقهٔ زنده به موضوعی.
مثالهای طبیعی
Die Kinder reagierten mit Begeisterung auf den Zaubertrick.
بچهها با اشتیاق به تردستی واکنش نشان دادند.
Seine Begeisterung für Astronomie begann früh.
اشتیاق او به اخترشناسی زود آغاز شد.
Die neue Idee stieß im Team auf Begeisterung.
ایدهٔ تازه در تیم با استقبال پرشوری روبهرو شد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با für میآید: اشتیاق به موسیقی؛ همچنین «با اشتیاق» یعنی mit Begeisterung.
درس کوتاه: Begeisterung
شادی پرشور و علاقهٔ زنده به موضوعی. اغلب با für میآید: اشتیاق به موسیقی؛ همچنین «با اشتیاق» یعنی mit Begeisterung.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Begeisterung» مطابقت دارد؟
