معنی ۱neutral · 85%
اشتیاق یا کشش بسیار شدید به فرد، تجربه یا چیزی.
مثالهای طبیعی
Seine Begierde nach Macht ließ ihn selbst alte Freunde verraten.
میل سیریناپذیر او به قدرت باعث شد حتی به دوستان قدیمی خیانت کند.
Sie spürte eine unwiderstehliche Begierde, ihn noch einmal zu küssen.
او میلی مقاومتناپذیر برای دوباره بوسیدن او احساس میکرد.
Die Begierde nach seltenen Bildern trieb den Sammler in immer größere Schulden.
اشتیاق شدید کلکسیونر به تابلوهای کمیاب او را هرچه بیشتر بدهکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
واژه لحنی ادبی و گاهی قضاوتآمیز دارد؛ Wunsch خنثیتر است.
