معنی ۱neutral · 88%
فعالیت، رویداد یا دورهای را شروع کردن یا آغاز شدن
مثالهای طبیعی
Der Unterricht beginnt um neun Uhr.
کلاس ساعت نه شروع میشود.
Wir beginnen jetzt mit der Besprechung.
ما الآن جلسه را شروع میکنیم.
Das Konzert hat pünktlich begonnen.
کنسرت بهموقع شروع شد.
نکتهٔ کاربردی
anfangen گفتاریتر است؛ beginnen در برنامهٔ زمانی، کلاس، کار و اعلان کتبی رایج است.
ترکیبهای رایج
mit dem Unterricht beginnen — کلاس را شروع کردنpünktlich beginnen — بهموقع شروع شدن
اشتباه رایج
Der Kurs beginnt an um neun.
Der Kurs beginnt um neun.
برای ساعت، um مستقیم میآید و an لازم نیست.
درس کوتاه: جداشدنی نیست
beginnen جداشدنی نیست: Der Kurs beginnt. برای فعالیت از mit + Dativ استفاده کن: mit dem Kurs beginnen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام جمله درست است؟
