معنی ۱neutral · 90%
ادعا یا بیان کردن اینکه چیزی درست است، بهویژه بدون مدرک روشن
مثالهای طبیعی
Er behauptet, dass die Zahlen falsch sind.
او ادعا میکند که اعداد اشتباهاند.
Sie behauptete, nichts davon gewusst zu haben.
او ادعا کرد چیزی دربارهٔ آن نمیدانسته است.
Die Firma hat das Gegenteil behauptet.
شرکت خلاف آن را ادعا کرد.
نکتهٔ کاربردی
بعد از behaupten جملهٔ وابسته با dass بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— ادعا کردن که

