شخص، گروه یا وضعیت را کنترل یا بر آن تسلط داشتن
مثالهای طبیعی
Er konnte seine Angst kaum beherrschen.
او بهسختی میتوانست ترسش را کنترل کند.
Die Einsatzkräfte beherrschten die Situation schnell.
نیروهای عملیاتی سریع وضعیت را کنترل کردند.
Das Reich beherrschte damals große Gebiete.
آن امپراتوری در آن زمان بر مناطق بزرگی حکومت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
شخص، چیز یا وضعیت تحت کنترل در Akkusativ میآید.

