سطح بالای تسلط بر مهارت، زبان، فن یا حوزهٔ دانشی
مثالهای طبیعی
Die sichere Beherrschung der Fachsprache ist für diese Tätigkeit unverzichtbar.
تسلط مطمئن بر زبان تخصصی برای این کار ضروری است.
Ihre technische Beherrschung des Instruments beeindruckte selbst erfahrene Musiker.
تسلط فنی او بر ساز حتی نوازندگان باتجربه را تحت تأثیر قرار داد.
Das Zertifikat setzt die Beherrschung mehrerer Analyseverfahren voraus.
این گواهی مستلزم تسلط بر چند روش تحلیلی است.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر مهارت عملی و قابلاتکا تأکید دارد، نه صرفاً آشنایی یا دانش نظری.
