دارای محدودیتی جسمی یا شناختی که برخی فعالیتها یا مشارکت را دشوار میکند.
مثالهای طبیعی
Die behinderten Sportler trainieren in einer barrierefreien Halle.
ورزشکاران دارای معلولیت در سالنی دسترسپذیر تمرین میکنند.
Eine behinderte Studentin nahm mit ihrer Gruppe an einer Debatte teil.
دانشجوی دارای معلولیت همراه گروهش در مناظره شرکت کرد.
Der Verein unterstützt behinderte Kinder und ihre Familien.
این انجمن از کودکان دارای معلولیت و خانوادههایشان حمایت میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به اشخاص، «فرد دارای معلولیت» معمولاً صورت خنثی و محترمانهتری است؛ behindert همچنین میتواند «مسدودشده» معنی دهد.
درس کوتاه: behindert
دارای محدودیتی جسمی یا شناختی که برخی فعالیتها یا مشارکت را دشوار میکند. برای اشاره به اشخاص، «فرد دارای معلولیت» معمولاً صورت خنثی و محترمانهتری است؛ behindert همچنین میتواند «مسدودشده» معنی دهد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «behindert» مطابقت دارد؟
