فردی که دارای معلولیت جسمی، حسی، ذهنی یا نوع دیگری از معلولیت بلندمدت است
مثالهای طبیعی
Das Gebäude soll für Behinderte vollständig barrierefrei zugänglich sein.
این ساختمان باید برای افراد دارای معلولیت کاملاً بدون مانع و قابل دسترس باشد.
Die Stadt erweitert Beratungsangebote für Behinderte und ihre Familien.
شهر خدمات مشاوره برای افراد دارای معلولیت و خانوادههایشان را گسترش میدهد.
Viele bevorzugen heute die Formulierung Menschen mit Behinderung statt Behinderte.
امروزه بسیاری عبارت Menschen mit Behinderung را به Behinderte ترجیح میدهند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه از نظر دستوری درست است، اما ترجیح زبانی به بافت بستگی دارد؛ در زبان رسمی خنثی معمولاً Menschen mit Behinderung رایجتر است.
