معلولیت جسمی یا شناختی که میتواند فعالیت یا مشارکت را محدود کند.
مثالهای طبیعی
Die Rampe verbessert den Zugang für Menschen mit Behinderung.
رمپ دسترسی افراد دارای معلولیت را بهتر میکند.
Wegen einer Behinderung fährt sie mit einem Spezialfahrrad.
او بهدلیل معلولیت با دوچرخهای ویژهسازیشده میراند.
Wegen ihrer Behinderung las sie den Ausstellungstext mit einem Vergrößerungsgerät.
او بهدلیل معلولیتش متن نمایشگاه را با ابزار بزرگنمایی خواند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، Behinderung به معلولیت فرد اشاره دارد؛ انسداد ترافیکی یا مانع، کاربردی جداگانه است.
درس کوتاه: Behinderung
معلولیت جسمی یا شناختی که میتواند فعالیت یا مشارکت را محدود کند. در این معنا، Behinderung به معلولیت فرد اشاره دارد؛ انسداد ترافیکی یا مانع، کاربردی جداگانه است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Behinderung» مطابقت دارد؟
