معنی ۱neutral · 90%
تشویق و دست زدن برای نشان دادن رضایت از اجرا یا سخنرانی
مثالهای طبیعی
Die Sängerin bekam lang anhaltenden Beifall vom Publikum.
خواننده با تشویق طولانی تماشاگران روبهرو شد.
Seine Rede erhielt großen Beifall.
سخنرانی او با تشویق زیادی روبهرو شد.
Am Ende klatschten alle begeistert Beifall.
در پایان همه با اشتیاق دست زدند.
نکتهٔ کاربردی
Beifall معمولاً شکل جمع ندارد.
ترکیبهای رایج
— تشویق شدن

