معنی ۱neutral · 85%
موج ناگهانی و بسیار شدید دست زدن و تشویق جمعیت.
مثالهای طبیعی
Nach dem letzten Satz erhob sich ein Beifallssturm im ausverkauften Theater.
بعد از آخرین جمله، سالن تئاترِ پر از تماشاگر با موج تشویق روبهرو شد.
Die Forscherin wurde bei der Preisverleihung mit einem Beifallssturm empfangen.
در مراسم اهدای جایزه از پژوهشگر با تشویقی طوفانی استقبال کردند.
Sein Vorschlag löste überraschend einen Beifallssturm unter den Anwesenden aus.
پیشنهادش برخلاف انتظار موجی از تشویق حاضران را برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
«طوفان» در این ترکیب استعاره است، نه وضعیت هوا.
