گذرا، ضمنی یا حاشیهای، بدون تأکید بهعنوان موضوع اصلی
مثالهای طبیعی
In einer beiläufigen Bemerkung deutete sie einen bevorstehenden Wechsel an.
او در یک اظهار گذرا به تغییری قریبالوقوع اشاره کرد.
Er erwähnte nur beiläufig, dass er die Firma zum Monatsende verlässt.
او فقط گذرا اشاره کرد که در پایان ماه شرکت را ترک میکند.
Die Forderung klang beiläufig, hatte für die Verhandlungen aber erhebliche Folgen.
این خواسته ظاهراً حاشیهای به نظر میرسید، اما برای مذاکرات پیامدهای مهمی داشت.
نکتهٔ کاربردی
«beiläufig» لزوماً یعنی بیاهمیت نیست؛ شیوهٔ بیان را توصیف میکند و ممکن است مطلبی مهم بهصورت گذرا گفته شود.
