حضور یک شخص در رویداد یا موقعیت، بهویژه در عبارت «im Beisein von»
مثالهای طبیعی
Der Vertrag wurde im Beisein beider Minister unterzeichnet.
قرارداد در حضور هر دو وزیر امضا شد.
Die Übergabe erfolgte im Beisein eines unabhängigen Zeugen.
تحویل در حضور یک شاهد مستقل انجام شد.
Im Beisein zahlreicher Gäste wurde das neue Kulturzentrum eröffnet.
مرکز فرهنگی جدید با حضور مهمانان فراوان افتتاح شد.
نکتهٔ کاربردی
«Beisein» از «Anwesenheit» انعطاف کمتری دارد و بیشتر در عبارت ثابت «im Beisein» باقی مانده است.
