حمایت یا یاریای که در موقعیتی دشوار به کسی داده میشود
مثالهای طبیعی
In dieser schweren Zeit gab ihr die Familie verlässlichen Beistand.
در این دوره سخت، خانوادهاش پشتیبانی قابلاعتمادی به او دادند.
Der Beschuldigte darf bei der Vernehmung rechtlichen Beistand in Anspruch nehmen.
متهم میتواند هنگام بازجویی از حمایت حقوقی بهرهمند شود.
Die Initiative bat die Bevölkerung um Beistand für die betroffenen Familien.
این ابتکار از مردم خواست از خانوادههای آسیبدیده حمایت کنند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه از Hilfe رسمیتر است و در بافتهای حقوقی، نهادی و ادبی رایج است.
