معنی ۱neutral · 90%
در ایجاد یک نتیجه یا تحقق هدف کمک و مشارکت کردن
مثالهای طبیعی
Jeder kann zum Klimaschutz beitragen.
هر کسی میتواند به حفاظت از اقلیم کمک کند.
Alle Mitglieder tragen zum Erfolg des Teams bei.
همهٔ اعضا در موفقیت تیم سهم دارند.
Bewegung hat zu seiner schnellen Erholung beigetragen.
فعالیت بدنی به بهبود سریع او کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
zu با Dativ میآید: zum Erfolg، zur Verbesserung.
ترکیبهای رایج
— به چیزی کمک کردن

