معنی ۱neutral · 82%
اقدامهای هدفمندی برای کاهش دادن یا متوقف کردن مشکل یا خطری.
مثالهای طبیعی
Die Bekämpfung der Waldbrände dauert an.
مبارزه با آتشسوزیهای جنگلی ادامه دارد.
Zur Bekämpfung von Mücken werden Netze verteilt.
برای مهار پشهها پشهبند توزیع میشود.
Die Bekämpfung der Armut erfordert langfristige Maßnahmen.
مبارزه با فقر به اقدامهای بلندمدت نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با von میآید: مبارزه با بیماری؛ ترکیبهایی مانند Schädlingsbekämpfung نیز رایجاند.
درس کوتاه: Bekämpfung
اقدامهای هدفمندی برای کاهش دادن یا متوقف کردن مشکل یا خطری. اغلب با von میآید: مبارزه با بیماری؛ ترکیبهایی مانند Schädlingsbekämpfung نیز رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bekämpfung» مطابقت دارد؟
