آشکارا گفتن که کاری کردهاید یا چیزی درست است.
مثالهای طبیعی
Der Fahrer bekannte seinen Fehler.
راننده به اشتباهش اعتراف کرد.
Sie bekannte offen, dass sie den Brief gelesen hatte.
او آشکارا پذیرفت که نامه را خوانده بود.
Die Politikerin bekannte, dass sie den Termin verschoben hatte.
سیاستمدار پذیرفت که قرار را به تعویق انداخته بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، bekennen مفعول آکوزاتیو یا جملهٔ dass میگیرد. کاربرد بازتابیِ جداگانهٔ sich zu etwas bekennen معمولاً به معنای آشکارا حمایتکردن از چیزی است.
درس کوتاه: bekennen
آشکارا گفتن که کاری کردهاید یا چیزی درست است. در این معنا، bekennen مفعول آکوزاتیو یا جملهٔ dass میگیرد. کاربرد بازتابیِ جداگانهٔ sich zu etwas bekennen معمولاً به معنای آشکارا حمایتکردن از چیزی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bekennen» مطابقت دارد؟
