معنی ۱formal · 89%
چیزی را آشکارا و بهصورت رسمی ابراز یا اعلام کردن
مثالهای طبیعی
Mehrere Staaten bekundeten ihre Solidarität mit den Betroffenen.
چند کشور همبستگی خود را با آسیبدیدگان ابراز کردند.
Zwei Unternehmen haben Interesse an einer Beteiligung bekundet.
دو شرکت علاقه خود را به مشارکت اعلام کردهاند.
Die Zeugin bekundete ihre Bereitschaft, erneut auszusagen.
شاهد آمادگی خود را برای ادای شهادت دوباره اعلام کرد.
نکتهٔ کاربردی
bekunden از sagen یا zeigen رسمیتر است و در زبان نهادی و عمومی زیاد دیده میشود.
