معنی ۱neutral · 90%
فشار یا باری که بر شخص یا چیزی وارد میشود
مثالهای طبیعی
Die hohe Arbeitsbelastung macht viele Mitarbeiter müde.
فشار کاری زیاد بسیاری از کارکنان را خسته میکند.
Die zusätzlichen Kosten sind eine große finanzielle Belastung.
هزینههای اضافی بار مالی بزرگی هستند.
Diese Übung ist eine starke Belastung für die Knie.
این تمرین فشار زیادی به زانوها وارد میکند.
نکتهٔ کاربردی
با für + Akkusativ میتوان شخص یا چیزی را که تحت فشار است مشخص کرد.

