معنی ۱neutral · 82%
نور را به چیزی تاباندن تا روشن و قابلدیدن شود.
مثالهای طبیعی
Scheinwerfer beleuchten die Bühne während des Konzerts.
نورافکنها هنگام کنسرت صحنه را روشن میکنند.
Ein Scheinwerfer beleuchtete die Statue im Innenhof.
نورافکنی مجسمهٔ حیاط را روشن کرد.
Eine Lampe beleuchtet den dunklen Hauseingang.
چراغی ورودی تاریک خانه را روشن میکند.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند be جدا نمیشود و ماضی نقلی hat beleuchtet است؛ معنای استعاریِ «بررسی همهجانبه» هم رایج است.
درس کوتاه: beleuchten
نور را به چیزی تاباندن تا روشن و قابلدیدن شود. پیشوند be جدا نمیشود و ماضی نقلی hat beleuchtet است؛ معنای استعاریِ «بررسی همهجانبه» هم رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «beleuchten» مطابقت دارد؟
