معنی ۱neutral · 92%
کشوری در اروپای غربی که با آلمان، فرانسه، هلند و لوکزامبورگ هممرز است
مثالهای طبیعی
Wir fahren im Sommer durch Belgien nach Frankreich.
تابستان از بلژیک به فرانسه میرویم.
In Belgien gibt es mehrere offizielle Sprachen.
در بلژیک چند زبان رسمی وجود دارد.
Sie arbeitet seit drei Jahren in Belgien.
او سه سال است که در بلژیک کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای مکان in Belgien و برای حرکت nach Belgien میآید و معمولاً حرف تعریف لازم نیست.
