معنی ۱neutral · 82%
مربوط به بلژیک یا مردم آن.
مثالهای طبیعی
Wir probierten belgische Schokolade in Brüssel.
در بروکسل شکلات بلژیکی را امتحان کردیم.
Der belgische Zug kommt heute pünktlich an.
قطار بلژیکی امروز بهموقع میرسد.
Sie liest einen belgischen Roman im Café.
او در کافه رمانی بلژیکی میخواند.
نکتهٔ کاربردی
Belgisch خاستگاه یا وابستگی را توصیف میکند و معمولاً پیش از اسم یا در جایگاه مسندی میآید؛ معمولاً درجهبندی یا قیدی نمیشود.
درس کوتاه: belgisch
مربوط به بلژیک یا مردم آن. Belgisch خاستگاه یا وابستگی را توصیف میکند و معمولاً پیش از اسم یا در جایگاه مسندی میآید؛ معمولاً درجهبندی یا قیدی نمیشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «belgisch» مطابقت دارد؟
