معنی ۱neutral · 89%
به یک نقص، ایراد یا کاستی انتقاد کردن یا آن را گوشزد کردن
مثالهای طبیعی
Der Rechnungshof bemängelte die unvollständige Dokumentation.
دیوان محاسبات ناقص بودن مستندات را مورد انتقاد قرار داد.
Mehrere Gäste bemängelten den schlechten Schallschutz der Zimmer.
چند مهمان از عایق صوتی ضعیف اتاقها ایراد گرفتند.
Die Gutachter bemängeln, dass die Stichprobe zu klein ist.
ارزیابان ایراد میگیرند که حجم نمونه بیش از حد کوچک است.
نکتهٔ کاربردی
bemängeln از kritisieren مشخصتر است و معمولاً به چیزی اشاره دارد که ناقص یا ناکافی تلقی میشود.
