در نزدیکی چیزی قرارگرفته یا مستقیماً در کنار آن واقعشده.
مثالهای طبیعی
Das benachbarte Dorf liegt am selben Fluss.
روستای مجاور کنار همان رودخانه قرار دارد.
Das benachbarte Café ist leicht zu finden.
پیدا کردن کافهٔ مجاور آسان است.
Die benachbarten Länder planen eine gemeinsame Bahnlinie.
کشورهای همسایه برای خط آهن مشترکی برنامهریزی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Benachbart مکانی یا چیزی را توصیف میکند که نزدیک یا درست در کنار چیز دیگری است و اغلب پیش از اسم میآید؛ مانند das benachbarte Dorf.
درس کوتاه: benachbart
در نزدیکی چیزی قرارگرفته یا مستقیماً در کنار آن واقعشده. Benachbart مکانی یا چیزی را توصیف میکند که نزدیک یا درست در کنار چیز دیگری است و اغلب پیش از اسم میآید؛ مانند das benachbarte Dorf.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «benachbart» مطابقت دارد؟
