Bengel
A2اسممولود، پسربچه، پسر
JadoLearn Dictionary
Bengel یعنی مولود. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مولود، پسربچه، پسر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خدمتگزار، مستخدم، فراش
رند، شخص پست، پدرسوخته
رعیت، بی تمدن
مرد جوان، عبورا، میمون
قلدر، گردنکلفت، تشر زدن
لوله، نی زدن، ساقه توخالی گیاه
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوا، باد دادن، هوا خوردن
بادملایم، نسیم، بادصبا
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
هوانوردی، هواپیمائی، هواپیمیی کشوری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.