معنی ۱neutral · 90%
شخص یا چیزی را با دقت مشاهده کردن
مثالهای طبیعی
Wir beobachten die Vögel im Garten.
پرندگان را در باغ مشاهده میکنیم.
Die Forscher beobachten das Verhalten der Tiere.
پژوهشگران رفتار حیوانات را مشاهده میکنند.
Sie hat den Mann mehrere Minuten beobachtet.
او چند دقیقه مرد را زیر نظر داشت.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا چیزی که مشاهده میشود در Akkusativ میآید.
ترکیبهای رایج
— رفتار را مشاهده کردن

