Beobachter
C2اسمرای العین، محقق، بازجو
JadoLearn Dictionary
Beobachter یعنی رای العین. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رای العین، محقق، بازجو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعمیم، عمومیت، اصل کلی
رای العین
رای العین
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
گواهی، گواهی کردن، شهادت دادن
نیابت، پیشکاری، کارگزاری
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.