معنی ۱neutral · 90%
عمل مشاهده و بررسی دقیق شخص یا چیزی
مثالهای طبیعی
Die Tiere stehen mehrere Wochen unter Beobachtung.
حیوانات چند هفته تحت مشاهده هستند.
Die Beobachtungen wurden sorgfältig dokumentiert.
مشاهدات با دقت ثبت شدند.
Der Patient bleibt über Nacht zur Beobachtung.
بیمار برای تحت نظر ماندن، شب را در بیمارستان میماند.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای unter Beobachtung و zur Beobachtung رایجاند.
ترکیبهای رایج
— تحت نظر

