بسیار مشهور، بهویژه بهخاطر چیزی بحثبرانگیز، افراطی یا بدنامکننده
مثالهای طبیعی
Das Lokal ist für seine berühmt-berüchtigten Wartezeiten bekannt.
این رستوران به زمان انتظار طولانی و بدنامش معروف است.
Bei der berühmt-berüchtigten Jahresfeier blieb selten jemand bis zum Schluss nüchtern.
در جشن سالانه معروف و بدنام شرکت، بهندرت کسی تا پایان هوشیار میماند.
Das Formular ist wegen seiner berühmt-berüchtigten Komplexität gefürchtet.
این فرم بهخاطر پیچیدگی معروف و بدنامش ترسناک شده است.
نکتهٔ کاربردی
این ترکیب بیانگر و اغلب طنزآمیز است. صرفاً جمع خنثیِ berühmt و berüchtigt نیست و معمولاً جنبه منفی یا کنایهآمیز غالب است.
