معنی ۱neutral · 82%
تماس یا لمس فیزیکی میان افراد یا اشیا.
مثالهای طبیعی
Vermeide die Berührung des heißen Topfes.
از لمس قابلمهٔ داغ خودداری کن.
Bei der Begrüßung war eine kurze Berührung üblich.
در آن سلامواحوالپرسی، لمس کوتاهی معمول بود.
Die beiden Kabel dürfen keine Berührung haben.
این دو کابل نباید با هم تماس داشته باشند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است؛ عبارت in Berührung kommen همچنین به معنی تماس برقرار کردن است.
درس کوتاه: Berührung
تماس یا لمس فیزیکی میان افراد یا اشیا. این اسم مؤنث است؛ عبارت in Berührung kommen همچنین به معنی تماس برقرار کردن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Berührung» مطابقت دارد؟
