پاکسازی و اصلاح نظاممند خطاها یا موارد غیرضروری.
مثالهای طبیعی
Die Bereinigung veralteter Kundendaten dauerte drei Wochen.
پاکسازی اطلاعات قدیمی مشتریان سه هفته طول کشید.
Nach der Bereinigung der Buchungsfehler stimmten die beiden Bilanzen überein.
پس از اصلاح خطاهای ثبت حسابداری، دو ترازنامه با هم مطابقت پیدا کردند.
Die Redaktion verlangte vor dem Druck eine Bereinigung widersprüchlicher Quellenangaben.
تحریریه پیش از چاپ، اصلاح ارجاعات متناقض منابع را خواستار شد.
نکتهٔ کاربردی
در دادهها به معنی اصلاح یا حذف موارد نادرست و تکراری است.
