Bergsteigen
B1اسمصعود کردن، سوار کردن، سوار شدن
JadoLearn Dictionary
Bergsteigen یعنی صعود کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صعود کردن، سوار کردن، سوار شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صعود کردن، سوار کردن، سوار شدن
صعود کردن، سوار کردن، سوار شدن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
سقف، تاق، طاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.