معنی ۱neutral · 90%
گزارش شفاهی یا کتبی که دربارهٔ چیزی اطلاعات میدهد
مثالهای طبیعی
Ich muss den Bericht bis Freitag fertigstellen.
باید گزارش را تا جمعه تمام کنم.
Der Bericht enthält neue Informationen über den Unfall.
گزارش اطلاعات جدیدی دربارهٔ حادثه دارد.
Sie stellte ihren Bericht in der Sitzung vor.
او گزارشش را در جلسه ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
موضوع گزارش معمولاً با über + Akkusativ میآید.
ترکیبهای رایج
— گزارش نوشتن

