معنی ۱neutral · 82%
رسماً مسئولیت یا سمتی را به کسی واگذار کردن.
مثالهای طبیعی
Die Universität berief sie zur Dekanin.
دانشگاه او را به ریاست دانشکده منصوب کرد.
Der Vorstand berief einen neuen Schatzmeister.
هیئتمدیره خزانهدار تازهای منصوب کرد.
Der Richter wurde in den Ausschuss berufen.
قاضی به عضویت کمیته منصوب شد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل جدا نمیشود و قوی است؛ معمولاً سمت پس از مفعول آکوزاتیو با zu میآید.
درس کوتاه: berufen
رسماً مسئولیت یا سمتی را به کسی واگذار کردن. این فعل جدا نمیشود و قوی است؛ معمولاً سمت پس از مفعول آکوزاتیو با zu میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «berufen» مطابقت دارد؟
