بخشی از زندگی فرد که به کار، مسیر شغلی و فعالیت حرفهای مربوط است
مثالهای طبیعی
In meinem Berufsleben habe ich mit sehr unterschiedlichen Teams gearbeitet.
در زندگی حرفهایام با تیمهای بسیار متفاوتی کار کردهام.
Das Praktikum bereitet Studierende auf das spätere Berufsleben vor.
کارآموزی دانشجویان را برای زندگی حرفهای آینده آماده میکند.
Flexible Arbeitszeiten haben ihr Berufsleben deutlich erleichtert.
ساعتهای کاری انعطافپذیر زندگی حرفهای او را بسیار آسانتر کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بر فعالیت حرفهای در طول زمان تمرکز دارد، نه بر یک شغل یا محل کار مشخص.
