فردی از نیروی نظامی که سرزمینی خارجی را در اشغال خود دارد
مثالهای طبیعی
Die Besatzer kontrollierten wichtige Verkehrswege und Verwaltungsgebäude.
اشغالگران مسیرهای مهم حملونقل و ساختمانهای اداری را کنترل میکردند.
Die Bewohner benötigten für Reisen eine Genehmigung der Besatzer.
ساکنان برای سفر به مجوز نیروهای اشغالگر نیاز داشتند.
Nach dem Abzug der Besatzer begann der Wiederaufbau der Verwaltung.
پس از خروج نیروهای اشغالگر، بازسازی ساختار اداری آغاز شد.
نکتهٔ کاربردی
Besatzer به عامل اشغالگر اشاره دارد و با Besatzung یکی نیست؛ Besatzung بسته به متن میتواند اشغال، خدمه یا ترکیب نیرو باشد.
