معنی ۱neutral · 90%
اطلاعات یا پاسخی که کسی را از وضعیت یا تصمیمی آگاه میکند
مثالهای طبیعی
Ich sage dir morgen Bescheid.
فردا بهت خبر میدهم.
Gib mir bitte schnell Bescheid.
لطفاً زود به من خبر بده.
Der Chef weiß schon Bescheid.
مدیر از قبل در جریان است.
نکتهٔ کاربردی
در این عبارتهای ثابت، Bescheid معمولاً بدون حرف تعریف میآید.
ترکیبهای رایج
— خبر دادن

