معنی ۱neutral · 82%
بیادعا و دور از خودستایی یا خواستههای بیش از حد.
مثالهای طبیعی
Trotz des Erfolgs blieb die Musikerin bescheiden.
موسیقیدان با وجود موفقیتش فروتن ماند.
Im Teamgespräch schrieb Lea den Erfolg der Kampagne allen Beteiligten zu.
لیا در نشست گروه، موفقیت کارزار را به همهٔ اعضا نسبت داد.
Seine bescheidene Bitte überraschte niemanden.
درخواست بیتکلف او کسی را غافلگیر نکرد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت هم شخص و هم سبک زندگی ساده را توصیف میکند و درجهپذیر است.
درس کوتاه: bescheiden
بیادعا و دور از خودستایی یا خواستههای بیش از حد. این صفت هم شخص و هم سبک زندگی ساده را توصیف میکند و درجهپذیر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bescheiden» مطابقت دارد؟
