معنی ۱neutral · 86%
لایه یا رسوب نازکی که روی سطح تشکیل میشود
مثالهای طبیعی
Auf den Armaturen hatte sich ein weißer Beschlag gebildet.
روی شیرآلات رسوب سفیدی تشکیل شده بود.
Nach dem Versuch blieb ein feiner Beschlag am Glas zurück.
پس از آزمایش لایهای نازک روی شیشه باقی ماند.
Auf der kalten Scheibe war ein milchiger Beschlag zu sehen.
روی شیشهٔ سرد لایهای شیریرنگ دیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا اسم خودِ لایه را بیان میکند، نه فرایند بخارگرفتن.
