معنی ۱neutral · 92%
قانون، شرط یا محدودیتی که آزادی، دسترسی، مقدار یا امکان را کاهش میدهد
مثالهای طبیعی
Für die Einreise gelten derzeit keine besonderen Beschränkungen.
در حال حاضر برای ورود محدودیت ویژهای وجود ندارد.
Wegen der Sicherheitsregeln besteht eine Beschränkung für externe Besucher.
بهدلیل مقررات امنیتی برای بازدیدکنندگان بیرونی محدودیت وجود دارد.
Die neue Beschränkung hat den Zugang zu bestimmten Leistungen erschwert.
محدودیت جدید دسترسی به برخی خدمات را دشوارتر کرده است.
نکتهٔ کاربردی
این اسم میتواند هم به محدودیت رسمی و هم به محدودیت عملی اشاره کند.
