معنی ۱neutral · 82%
در رقابت یا درگیری حریفی را شکست دادن.
مثالهای طبیعی
Die Mannschaft besiegte den Tabellenführer mit 2:1.
تیم صدرنشین را دو بر یک شکست داد.
Im Schach besiegte sie ihren Bruder zum ersten Mal.
او برای نخستین بار برادرش را در شطرنج شکست داد.
Die kleine Firma besiegte im Wettbewerb größere Konkurrenten.
شرکت کوچک در رقابت رقبای بزرگتر را شکست داد.
نکتهٔ کاربردی
حریف مفعول آکوزاتیو است؛ در ورزش و بازی، schlagen نیز رایج است.
درس کوتاه: besiegen
در رقابت یا درگیری حریفی را شکست دادن. حریف مفعول آکوزاتیو است؛ در ورزش و بازی، schlagen نیز رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «besiegen» مطابقت دارد؟
