معنی ۱formal · 90%
نگرانی جدی دربارهٔ چیزی که ممکن است روند نامطلوبی پیدا کند
مثالهای طبیعی
Die steigenden Fallzahlen geben Anlass zur Besorgnis.
افزایش شمار موارد مایهٔ نگرانی است.
Die Regierung äußerte Besorgnis über die Grenzzwischenfälle.
دولت دربارهٔ حوادث مرزی ابراز نگرانی کرد.
Sein langer Schwebezustand erfüllte die Angehörigen mit Besorgnis.
بلاتکلیفی طولانی او خانوادهاش را نگران کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
«Besorgnis» از «Sorge» رسمیتر است و در ارتباطات نهادی رایج است.
