معنی ۱neutral · 82%
بهدلیل احتمال مشکل یا خطری احساس نگرانی کردن.
مثالهای طبیعی
Die Mutter ist besorgt um ihren Sohn.
مادر نگران پسرش است.
Er sah besorgt auf die dunklen Wolken.
او با نگرانی به ابرهای تیره نگاه کرد.
Die Ärztin klang nach den Ergebnissen besorgt.
پس از اعلام نتایج، صدای پزشک نگران به گوش میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این صفت اغلب با um میآید: نگرانِ کسی بودن؛ حالت احساسی را توصیف میکند.
درس کوتاه: besorgt
بهدلیل احتمال مشکل یا خطری احساس نگرانی کردن. این صفت اغلب با um میآید: نگرانِ کسی بودن؛ حالت احساسی را توصیف میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «besorgt» مطابقت دارد؟
