معنی ۱neutral · 82%
مقدار کالا یا موادی که اکنون موجود و در دسترس است.
مثالهای طبیعی
Der Bestand an Ersatzteilen reicht noch für zwei Monate.
موجودی قطعات یدکی برای دو ماه دیگر کافی است.
Die Apotheke prüft täglich ihren Medikamentenbestand.
داروخانه هر روز موجودی داروهایش را بررسی میکند.
Wegen des niedrigen Bestands bestellte sie neue Hefte.
بهدلیل کم بودن موجودی، دفترهای تازه سفارش داد.
نکتهٔ کاربردی
Bestand معانی دیگری نیز دارد؛ اینجا منظور موجودی کالاست. برای کالا میگویند auf Lager sein.
درس کوتاه: Bestand
مقدار کالا یا موادی که اکنون موجود و در دسترس است. Bestand معانی دیگری نیز دارد؛ اینجا منظور موجودی کالاست. برای کالا میگویند auf Lager sein.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Bestand» مطابقت دارد؟
