معنی ۱neutral · 90%
با دادن یا وعدهٔ پول، هدیه یا امتیاز، کسی را بهطور نامشروع تحت تأثیر قرار دادن
مثالهای طبیعی
Der Unternehmer soll einen Beamten bestochen haben.
گفته میشود آن تاجر به یک مقام رشوه داده است.
Sie versuchten, den Schiedsrichter mit Geld zu bestechen.
آنها تلاش کردند داور را با پول رشوه دهند.
Der Angeklagte bestritt, Zeugen bestochen zu haben.
متهم رشوهدادن به شاهدان را انکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
صورتهای قوی آن «besticht»، «bestach» و «bestochen» هستند.
