معنی ۱neutral · 90%
با موفقیت از امتحان یا آزمون عبور کردن
مثالهای طبیعی
Ich habe die Fahrprüfung bestanden.
در آزمون رانندگی قبول شدم.
Hast du die Prüfung bestanden?
امتحان را قبول شدی؟
Sie hofft, den Test zu bestehen.
امیدوار است در آزمون قبول شود.
نکتهٔ کاربردی
امتحان مفعول مستقیم Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— در امتحان قبول شدن

