معنی ۱neutral · 86%
فردی بسیار بیرحم، وحشی یا غیرانسانی
مثالهای طبیعی
Im Roman erscheint der Täter als gefühllose Bestie.
در رمان، مجرم مانند هیولایی بیاحساس به نظر میرسد.
Die Propaganda stellte den Kommandeur als Bestie dar.
تبلیغات فرمانده را بهصورت هیولا تصویر میکرد.
Aus Wut nannte er seinen früheren Chef eine Bestie.
او از روی خشم رئیس سابقش را هیولا خطاب کرد.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد مجازی آن احساسی و توهینآمیز است و برای توصیف خنثی مناسب نیست.
