معنی ۱formal · 89%
با جدیت و بهطور مستمر در تلاش برای انجام کاری
مثالهای طبیعی
Die Behörde ist bestrebt, die Verfahren transparenter zu gestalten.
این نهاد میکوشد فرایندها را شفافتر کند.
Sie war stets bestrebt, Konflikte frühzeitig zu lösen.
او همواره میکوشید اختلافها را زود حل کند.
Das Team ist bestrebt, die Ergebnisse offen zu dokumentieren.
تیم میکوشد نتایج را شفاف مستند کند.
نکتهٔ کاربردی
«bestrebt» رسمی است، معمولاً با «sein» میآید و درجهبندی آزاد آن نامعمول است.
