معنی ۱neutral · 82%
درست بودن ادعا یا واقعیتی را نپذیرفتن یا زیر سؤال بردن.
مثالهای طبیعی
Der Zeuge bestritt die Aussage vor Gericht.
شاهد در دادگاه آن گفته را انکار کرد.
Sie bestreitet, den Schlüssel genommen zu haben.
او منکر برداشتن کلید است.
Niemand bestritt die Zahlen im Bericht.
هیچکس آمار گزارش را زیر سؤال نبرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ادعایی را رد میکنند یا وقوع چیزی را انکار میکنند.
درس کوتاه: bestreiten
درست بودن ادعا یا واقعیتی را نپذیرفتن یا زیر سؤال بردن. این فعل مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ادعایی را رد میکنند یا وقوع چیزی را انکار میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «bestreiten» مطابقت دارد؟
